عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تاثیر ا ستراتژی تعمیم نام تجاری بر توجه مصرف کننده از محصول جدید

  • دوران معاصر:

متفکران قرن بیستم، بسیاری از باورهایی را که مردم جوامع در طول 500 سال قبل به آن ها عادت کرده بودند و با یقین پذیرفته بودند را زیر سوال بردند. کم کم عدم وجود ساختار ،و نظم در مباحث هنری ، عادت ها و سنت هایی که افراد احساس می کردند تا ابد همین گونه باقی می ماند و حتی جایگاه اجتماعی و خانوادگی که با آن خو گرفته بودند و به عنوان باور و یقین در ذهن مردمان جا افتاده بود، بطور روزافزونی تغییر چهره داد و دیگر مردم نتوانستند با آن ارتباط مستقر سازند. در چنین شرایطی مباحث اعتقادی و فلسفی، تأثیر خود را تغییر دادند و به تأثیر مفسری تبدیل شدند که روح و پیکره اصول اعتقادی و فلسفه را آموزش می داد و پیش روی ابهام ها و سردرگمی های علمی و فردی که مطرح می گردید، پاسخگو نبود. فلسفه ، بیشتر سال های قرن بیستم را با جدل بر سر واژه ها گذراند. با این تفاصیل، در چنین شرایطی نیز بعضی از روشنفکران و متفکران در زمینه فلسفه نام تجاری، کوشش های زیادی کردند. نظرات و فلسفه آن ها به نوعی دنیای پرهیاهو و چالش برانگیز زمان خود را انعکاس می داد که در چنین شرایطی تأثیر ویژه و برجسته مدیریت نام تجاری کاملا مورد تایید قرار گرفته گردید و پر رنگ تر گردید. این تغییر توجه، پایه و اساس مجددی را برای شکل گیری و تکامل مدیریت نام تجاری، به وجود آورد و این فلسفه را در چند حوزه توسعه داد:

  • نقطه عطف تفکر در توجه بازاریابان این بود که آن ها دیگر نام تجاری را صرفا به چشم مارک یا نشانه بر روی کالاها یا خدمات نمی دیدند و رفته رفته درک کردند که نام تجاری می تواند ابزاری در جهت رشد کسب و کارشان باشد.
  • به موازات ایجاد این توجه ، مدیران و متفکران بازاریابی دریافتند که نام های تجاری چیزی که فقط قابل مدیریت و کنترل باشند ، نیستند. بلکه علاوه براین برای خود هویتی مستقل می باشند که حق و حقوق تعریف شده ای دارند.
  • انتقاد سازنده در این عصر، وارد مبحث مدیریت نام تجاری گردید و مدیران بازاریابی دریافتند که با بهره گیری از انتقادات سازنده، می توانند به دیدگاهی دست یابند که بهترین مدل را برای رشد روزافزون جایگاه نام های تجاریشان فراهم سازند.
  • در این عصر، اولین کوشش ها برای ترغیب و تحریک کنکاش در مورد نام تجاری با الهام گرفتن از مباحث فلسفی ، آغاز گردید.

ویتگن اشتاین[1]، معتقد بود که هیچگاه با تفکر نسبت به نام تجاری خود به عنوان مترادف چیزی (مانند یک تصویر که فقط بر روی یک فرد یا مکان، متمرکز می گردد و حاشیه ها را در بر نمی گیرد)، رشد نام تجاری خود را محدود نکنید. نام تجاری را به عنوان ابزاری درنظربگیرید که می تواند( و بایستی) کاربردهای مختلفی داشته باشد. نام تجاری، صرفا یک مفهوم را در برنمی گیرد. مفهوم نام تجاری ، ترکیبی از تمام کاربردها و ارزش هایی می باشد که در بردارد. براین اساس مدیریت مفهوم یک نام تجاری، جوهره و چکیده مدیریت نام تجاری در دنیای امروز می باشد.

[1] Ludwig Wittgen Stein

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پژوهش حاضر کوشش در پاسخگویی به سوالات زیر را دارد:

1.آیا ادراک مصرف کننده از کیفیت محصول اصلی بر توجه او نسبت محصول جدیدی که از نام تجاری موجود  بهره برده تاثیر گذار می باشد؟

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2 .آیا ادراک مصرف کننده از تناسب بین دو طبقه محصول اصلی و جدید بر توجه او نسبت به محصول جدیدی که از نام تجاری موجود بهره برده تاثیر می گذارد؟

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : مطالعه تاثیر ا ستراتژی تعمیم نام تجاری بر توجه مصرف کننده از محصول جدید  با فرمت ورد