مطالعه تاثیر حاکمیت شرکتی بر حق الزحمه حسابرسی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

5-3- نتیجه گیری

حق الزحمۀ حسابرسی، از زمان پژوهش اولیۀ Simunic (1980)، موضوع پژوهشِ بسیاری از مطالعات حسابرسی بوده می باشد.  Simunic (1980) اظهار می ‌کند که حق الزحمۀ حسابرسی با در معرض زیان قرار گرفتن حسابرسی شونده، نسبت تقسیم زیان بین مؤسسۀ حسابرسی و حسابرسی شونده، و تابع تولید و ویژگی های مؤسسۀ حسابرسی تعیین میشود. وی با ارائه شواهد تجربی، نشان میدهد که اندازۀ شرکت حسابرسی شونده عامل اصلی تاثیر گذار بر حق الزحمۀ حسابرسی میباشد، هر چند عوامل دیگری مانند تعداد شرکتهای فرعیِ ادغام شده که در صورتحساب های مالی مؤسسۀ حسابرسی شونده درج شده اند، تعداد صنایعی که در آنها شرکت حسابرسی شونده فعالیت می ‌کند، نسبت دارایی های مؤسسۀ حسابرسی شونده در خارج به جمع کل داراییهای پایان دوره، نسبت دریافتی ها به کل داراییها در پایان دوره، نسبت  موجودی به  کل داراییها در پایان دوره، و اینکه آیا شرکت حسابرسی شونده، در اکثر مدت سه سال اخیر، ضرر و زیان متحمل شده می باشد یا نظر متمایل به واجد شرایط را کسب کرده می باشد یا خیر؟، نیزبه گونه معنا داری تاثیر گذارند. Simunic، به این نکته دست می یابد که نسبت درآمد خالص به دارایی کل در پایان دوره، دورۀ تصدی حسابرس و اندازۀ مؤسسۀ حسابرسی تاثیری برحق الزحمه های حسابرسی ندارند.  Francis  (1984)، بازار حسابرسی استرالیایی را با بهره گیری از مدل تعدیل شدۀ Simunic، مطالعه می ‌کند، و او نیز درمی یابد که اندازه دارایی های شرکتهای پذیرفته شده و یک متغیر که نشان دهندۀ پیچیدگی معاملات و رویدادهای تجاری میباشد (تعداد شرکتهای فرعی ادغام شده)، به گونه معنی داری با حق الزحمه های حسابرسی مرتبطند. اما، بر خلاف Simunic (1980)، Francis در می یابد که اندازۀ مؤسسۀ حسابرسی به گونه معنی داری با حق الزحمه های حسابرسی مرتبط می باشد. Francis و Stokes (1986)، 96 شرکت از بزرگترین و 96 شرکت از کوچکترین شرکتهای غیر مالی تجارت عمومی در فایلهای گزارش اطلاعات سالانۀ مدیریتِ مؤسسۀ دانشگاهی استرالیا را مطالعه میکنند، و در می یابند که قیمت گذاری بالای 8 big برای حسابرسی شوندگان کوچک، نظاره می گردد، اما برای حسابرسی شوندگان بزرگ نظاره نمیشود. Gul (2001) معتقد می باشد که حق الزحمۀ حسابرسی را می توان صرفا” به عنوان تابعی از اندازۀ شرکت، پیچیدگی، و ریسک حسابرسی درنظر گرفت.

با در نظر داشتن اینکه نظام راهبری در شرکت های ایران پیچیده و موارد خاص خود را دارد (مانند دخالت دولت در انتخاب هیات مدیره و تاثیر نخبگان سیاسی در حاکمیت شرکتی) و عدم ابراز هزینه ها و علی الخصوص هزینه های حسابرسی باعث گردیده می باشد که نتایج بدست آمده در پژوهش پیش رو با مبانی نظری و تحقیقات مشابه در کشورهای پیشرفته، کاملا همسو نباشد. خاطر نشان می گردد که در تحقیقات سیمونیک 1980 که در بورس اوراق بهادار آمریکا صورت گرفته بود، تاثیر مثبت سهامدارن نهادی را بر هزینه های حسابرسی نشان داده بود. همچنین در تحقیقی که در بورس چین صورت گرفته می باشد ارتباط منفی بین استقلال هیات مدیره با هزینه حسابرسی نشان داده شده می باشد. در ایران و در اکثر شرکت های بزرگ و علی الخصوص شرکت های که در آن دولت تاثیر گذار می باشد، بعد از انتخابات (مانند انتخابات ریاست جمهوری) حاکمیت شرکت ها دستخوش تسویه حساب سیاسی گردیده و هیات مدیره و به تبع آن مدیر عامل تغییر می یابد. در این بین هزینه های حسابرسی و سایر مسایل همانند این کمتر مورد علاقه مدیران برای مدیریت می باشد. و مسایلی همچون تغییرات در سیستم و تغییر حسابرس بیشتر جلب تــوجه می نماید.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 1-5- سوالات پژوهش

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

سوال اصلی پژوهش:

حاکمیت شرکتی چه تاثیری برهزینه حسابرسی دارد؟

سوال فرعی پژوهش:

  1. آیا درصد مالکیت نهادی بر حق الزحمه حسابرسی تاثیر دارد؟
  2. آیا درصد مشارکت مدیریت در مالکیت بر حق الزحمه حسابرسی تاثیر دارد؟
  3. آیا استقلال هیأت مدیره بر حق الزحمه حسابرسی تاثیر دارد؟
  4. آیا وجود حسابرس داخلی بر حق الزحمه حسابرسی تاثیر دارد؟

پایان نامه - تز - رشته حسابداری


دیدگاهتان را بنویسید