عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تاثیر ا ستراتژی تعمیم نام تجاری بر توجه مصرف کننده از محصول جدید

  • قرون هفده و هجده میلادی:

 

می توان گفت در طول فاصله زمانی دوران ارسطو تا زمان تولد دکارت، هیچ فیلسوفی هم تراز افلاطون و یا ارسطو وارد این عرصه نشد. شاید این مساله به 2 دلیل به وجود آمده باشد، اول ” دوره تاریک”[1]

در تاریخ غرب و دیگری ظهور مسیحیت. در اعصار تاریک تاریخ غرب ، هیچ تفکر فلسفی نابی که بتواند بر روی مدیریت نام تجاری تاثیرگذار باشد ، به وجودنیامد. در طول این دوران، تمام تمرکز و توجه متفکران غربی (در فاصله بین پایان امپراتوری روم و رنسانس) بر روی مسیحیت و درک و توجه فلسفه مسیحی متمرکز بود. نویسندگان قرون 17 و 18 نیز هم چنان تحت تاثیر آموخته ها وحکمت دین مسیحیت بودند اما کاوش ها و جستجو های ذهنی آنان بر پایه گذاری بنیان دانش جدید در زمینه مفاهیم دنیایی متمرکز می گردید و توجه آنان صرفا بر مسائل معنوی و مذهبی مسیحیت متمرکز نبود. این تغییر توجه، پایه و اساس مجددی را برای شکل گیری و تکامل مدیریت نام تجاری به وجود آورد و این فلسفه را در چند حوزه توسعه داد :

  • ایجاد توجه علمی در ارتباط با بحث تدوین و میدیت نام های تجاری بر اساس رویکرد منطقی، بر پایه درک توجه و تفکر مصرف کنندگان
  • نیاز به نظری جامع در مورد نام های تجاری و اثبات فرضیه ها و عقاید در این حوزه
  • پایه گذاری مباحث تجربی به عنوان معیار توجه منطقی متفکران
  • شناسایی عواطف، احساسات و هیجانات ، به عنوان عوامل موثر بر نام تجاری در فرایند انتخاب مصرف کنندگان

[1] Dark age

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

سوالات یا اهداف پایان نامه :

پژوهش حاضر کوشش در پاسخگویی به سوالات زیر را دارد:

1.آیا ادراک مصرف کننده از کیفیت محصول اصلی بر توجه او نسبت محصول جدیدی که از نام تجاری موجود  بهره برده تاثیر گذار می باشد؟

2 .آیا ادراک مصرف کننده از تناسب بین دو طبقه محصول اصلی و جدید بر توجه او نسبت به محصول جدیدی که از نام تجاری موجود بهره برده تاثیر می گذارد؟

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : مطالعه تاثیر ا ستراتژی تعمیم نام تجاری بر توجه مصرف کننده از محصول جدید  با فرمت ورد